آدرسهای دیگر وبلاگ: www.arianaboy.blogfa.com www.arianaboy.iranblog.com www.arianaboy.vatanblog.com www.arianaboy.javavnblog.com www.arianaboy.javanblog.ir www.arianaboy.jbg.ir www.arianaboy.wpb.ir www.arianaboy.wsi.ir سحر نزدیک است باید به شب اعتماد کرد.
aliyas963@yahoo.com
. نمازگزاران از نگاه قرآن کريم، طبع انسان به گونه اي است که به هنگام روبه رو شدن با سختي ها، بي قرار و ناشکيبا و به گاه دست يافتن به رفاه و ثروت، بازدارنده و بخيل است. خداوند در قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: ان الانسان خلق هلوعا. اذا مسه الشر جزوعا. و اذا مسه الخير منوعا.(معارج: 19-21) بي گمان، انسان، ناشکيب آفريده شده است. چون شر به او رسد، بي تاب و چون خير به او رسد، بازدارنده است. در قرآن کريم، گروهي از اين قاعده مستثني .......
ادامه مطلب
«سدیر صیرفی» میگوید: با همراهی «مفضل»، «ابوبصیر» و «ابان» به محضر مقدس امام صادق(ع) شرفیاب شدیم، او را مشاهده كردیم كه بر روی خاكها نشسته، یك جامة خیبری، بییقه و آستین كوتاه بر تن دارد، همانند مادرِ فرزند مرده گریه میكند، سراسر وجود مقدس آقا را حزن و اندوه فرا گرفته، آثار غم و اندوه در وجنات صورت ظاهر گشته، رنگ چهره به كلی دگرگون شده، سیل اشك از دلی پر خون و قلبی پر التهاب برخاسته، بر گونههای مباركش فرو میریخت و این گونه زمزمه میكرد:
ای سیّد و سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده، آسایش و آرامش را از دلم سلب كرده است...
سدیر میگوید: هنگامی كه امام صادق(ع) را اینچنین پریشان دیدیم، دلهایمان آتش گرفت و هوش از سرمان پرید، كه چه مصیبت جانكاهی بر حجت خدا روی داده؟ چه فاجعة اسفباری بر او وارد شده است؟!
عرض كردیم:ای فرزند بهترین خلایق! چه حادثهای بر شما روی آورده كه اینچنین سیل اشك از دیدگانتان فرو میریزد؟! و اشك مباركتان چون ابر بهاری بر چهرهتان سرازیر شده است؟! چه فاجعهای شما را اینچنین بر سوك نشانده است؟!
وجود مقدس حضرت صادق(ع) چون بید لرزید و نفسهای مباركشان به شماره افتاد، آنگاه آهی عمیق به پهنای قفسة سینه از اعماق دل بركشید و به ما روی كرد و فرمود:
صبح امروز كتاب «جَفر» را نگاه میكردم و آن كتابی است كه همة مسایل مربوط به مرگ و میرها، بلایا و حوادث را تا پایان جهان در بر دارد. این كتاب را خداوند به پیامبر خویش و پیشوایان معصوم از تبار او اختصاص داده است. در این كتاب، تولد، غیبت و درازی غیبت و دیرزیستی قائم ما و گرفتاری باورداران در آن زمان، راه یافتن شك و تردید بر دل مردم در اثر طول غیبت و مرتد شدن مردم از آیین مقدس اسلام را خواندم و دیدم كه چگونه رشتة ولایت را كه خداوند در گردن هر انسانی قرار داده، میگسلند و از زمرة اسلام بیرون میروند، دلم به حال مردم آن زمان سوخت و امواج غم و اندوه بر پیكرم فرو ریخت. اللهم عجل لولیكالفرج
حدیث دررباری که اینک بر سجاده نگاهتان جاری است، حقیقتی تلخ، اما معرفت زا و عبرت آموز است.
دودی که از آتش خرمن حسادت برمی خیزد نخست چشم حسود را می سوزاند بعد به دیگران سرایت می کند.
شگفتا که شرط عدالت هم همین است؛ انسانی که بر سر راه پیشرفت دیگران خار توطئه می افکند و چاه زوال حفر می کند خود زودتر از دیگران در آن گرفتار می شود.
زهر حسادت ابتدا کام شخص حسود را تلخ می کند، وی را از درون دچار سوز حقارت، عقده و خشم می کند، انگاه دامن اجتماع را می گیرد.
کثیری از رفتارهای نابهنجار و خطرساز اجتماعی همچون تخریب، آدم ربایی، اهانت، قتل و ... از آبشخور حسادت سرچشمه می گیرد.
قرآن کریم، این کتاب معرفت و زندگی نیز بر این نکته انگشت تاکید نهاده، حسادت را به منزله تهدیدی خطرزا برای جامعه بر می شمرد:
قل اعوذ برب الفلق... و من شر حاسد اذا حسد(فلق/5)
بر مبنای این آیه، حسادت، آنگاه که جامعه عمل می پوشد راهی جز پناه بردن به دامن امن الهی باقی نمی ماند.
سرّ مساله این است که حسود آرزوی زوال نعمت دیگری را در سر می پروراند، و این آرزو تا زمانیکه به اقدام عملی مستقیم منجر نشود، بی خطر است، اما زنگ مصیبت آنگاه به صدا در می آید که شخص حسود برای رهایی از عذاب کشنده درونی خود مجبور شود آستین تخریب بالا زده کمر بر زوال نعمت دیگری بربندد.
و اینجاست که فاجعه شکل می گیرد و فرزندان نامشروع رفتارهای نا بهنجار اجتماعی تکثیر می شوند.
آری! به دامان امن خدا پناه بریم و این کلام الهی را آویزه گوش جانمان کنیم که مباد از زمره کسانی باشیم که: "أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ..."
"یا نسبت به عطا و فضل الهی به مردمان رفتار حسدورزانه پیشه می کنند"(نساء/54)